أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

147

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

و پرسيد : چه مىخواهيد ؟ گفتند : تبرها ، تبرها « 1 » يعنى تبرهايى خواهيم تا با آنها درختان را ريشه كنيم . گزارش اين خواست به خسرو دادند . فرمود تا براى ايشان بفرستند . آنان درختان را بر انداختند و در آنجا بنا ساختند . خسرو باز ، سال ديگر ، فرستادهء خود به سوى آنان فرستاد . پيك خسرو بديشان رسيد و از حالشان پرسيد . گفتند : زنان ، زنان ، يعنى زنانى خواهيم . گزارش اين خواست نيز به خسرو دادند ، فرمود تا زنانى كه در زندانهايش بودند ، براى آنان فرستند . بدين گونه آنان زاد ورود كردند . مردمان اين كلمه را تعريب كردند و گفتند : طبرستان . نخست تبرزنان « 2 » بود . يعنى : تبرها وزنها . شهر ( مركزى ) * 203 طبرستان آمل است . و آن جايگاه واليان است . و خود بزرگترين شهر طبرستان است . سپس ممطير ( مامطير ) است . و ميان اين دو شهر ، شش فرسنگ است . سپس ترنجه « 3 » است كه شهرى كوچك است . و از ممطير ، شش فرسنگ فاصله دارد . سپس ساريه ( سارى ) است . سپس طميش « 4 » است . و آن شانزده فرسنگ با ساريه فاصله دارد . و در مرز گرگان افتاده است اين پايان طبرستان است از سوى خراسان . و از سوى ديلم ، بر سر پنج فرسنگ از آمل ، شهرى است به نام ناتل . چون از ناتل گذرى شالوس « 5 » است ، و اين به مرز ديلم است . اينها همه شهرهاى جلگه‌اند . شهرهاى كوهستانى ، يكى كلار است و اين نيز مرز است . سپس شهرى

--> ( 1 ) - متن ( ص 302 ) به صورت : طبرها . ( 2 ) - در متن ( ص 302 ) : طبرزنان . ولى بى گمان ، چون سخن از اصل و ريشهء كلمه است ، بايد مؤلف صورت پارسى آن را ، ضبط مىكرد . زيرا تاء در تعريب « طاء » شده است . نيز رك : توضيحات . ( 3 ) - حدود : ترجى ، ص 145 . مسالك و ممالك : برجى ، ص 175 ( 4 ) - تميشه ، تميسه . ( 5 ) - سالوش ، سالوس ، چالوس .